فوتبال با طعم كوكائين!
پس از اينكه ميثم زمان آبادي از راه دور (گوانگجو)پيام فرستاد كه مطلب ورزشيمان حتما بايد تم اجتماعي داشته باشد، مطلب ورزشي خود را به اين شكل تغيير دادم...
با توجه به اينكه اصرار زيادي وجود دارد كه حتي مطالب ورزشي با تم اجتماعي در مسافر چاپ شود، ورود اجتماعي ديگو آرماندو مارادونا به كشورمان در آيندهاي نزديك را با هم بررسي ميكنيم! اميد است اين مطلب اجتماعي مورد توجه همگان قرار بگيرد...
در راستاي كاهش آلودگي صوتي، تصويري و همچنين مبارزه با مربيان منشوري و ريشهكنكردن «منشوريجات اجتماعي» در فوتبال كشورمان قرار است ديهگو آرماندو مارادونا به ايران سفري «اجتماعي» كند تا اگر براي عدهاي بهصرفه باشد(!) مربي تيم ملي كشورمان شود. با اينكه ديهگو (ما چون خيلي با هم صميمي هستيم او را به اسم كوچك صدا ميكنيم!) در دوران بازيگري برخلاف مربيگري يك استثناي« اجتماعي» بود و افتخارات و سوابق و اعتبارش در يكي، دو صفحه دستنويس(!) نميگنجد، اما قطعا هيچ افتخاري برايش بالاتر از اين نيست كه علي كفاشيان او را نشناسد! به خدا لياقت ميخواهد كه رئيس «اجتماعي» فدراسيون فوتبال ايران آدمي را نشناسد؛ حالا ميخواهد مارادونا باشد، ميخواهد قطبي نباشد! اين سعادت البته قبل از مارادونا، نصيب افراد مجهولالهويهاي چون فرگوسن و فرانك رايكارد «اجتماعي» هم شده بود. بگذريم؛ پيرو صحبتهاي عباس ترابيان كه گفته بود: «مگر ميشود كفاشيان، مارادونا را هم نشناسد؟» بايد عرض كنيم كه درخصوص اين يك نفر واقعا كار، نشد ندارد؛ مارادونا كه عددي «اجتماعي» نيست، كفاشيان گاهي اوقات برادرزن و خواهرزاده «اجتماعي» خود كه زير دست خودش در فدراسيون مشغولند را هم بهجا نميآورد و تا حالا هم چندينبار به دليل ناكارآمدي عذرشان را خواسته، اما وقتي يادآوري كردند كه «كي هستند و چي هستند، فقط خدا ميدونه... حل اين معما منو كرده ديوونه... (همه با هم)»، رئيس از اين جرم كوچك «اجتماعي» گذشته و آنها را به بزرگي خودش، سرپرست تيمهاي مختلف ملي(!) كرده. هان؟! چرا چپچپ نگاه ميكنيد؟ تيم ملي خودش است، دوست دارد آنها را بگذارد، پس توقع داشتيد كه شما را بگذارد؟! ببخشيد كه از مبحث اصلي دور شديم، مگر اين كفاشيان براي آدم تمركز ميگذارد؟ از بس كه جذاب است با اين حال اجتماعياش!
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»