طرز ساخت سريال حريم سلطان!
چون به خلوت ميروند ...
توليد سريالهاي مفهومي و معناگرايي چون «حريم سلطان» به خوبي نشان ميدهد برادران ما در كشور دوست و برادر و همسايه – تركيه – تا چه اندازه به ذائقه مخاطب ايراني نزديك شدهاند و چه راهكارهايي را براي جذب حداكثري كه خواسته اصلي مسوولين كشور تركيه است به كار ميگيرند. اين سريال بنا به گفته راويان شيرين سخن برگرفته از دل تاريخ است كه در اينصورت بايد تاريخ تركيه را بالاي سر گذاشت و به آن احترام فراوان گذاشت اما تحقيقات صورت گرفته نشان ميدهد در آن برهه از تاريخ بانوان عثماني تا سايه پوشيده بودند و چيزي كه شما در تصاوير موجود ميبينيد خطاي ديد و يا سرابي بيش نيست.
مواد لازم:
بانوان زيبا و به چشم خواهري درجه يك: 5 عدد
بانوان زيبا و به ناچار درجه دو: 30 عدد
بانوان زيبا و جهنم و ضرر درجه سه: 60 عدد
بانوان باري به هر جهت: 120 عدد
بانوان متعادل كننده: 5 عدد
بانوان متحرك: 160 عدد
بانوان ايستا: 320 عدد
بانوان فضول و خبرچين، در عين حال زيبا: به اندازه رفع نياز مخاطب
بانوي سيخ كننده موي سر: يك عدد
سنبل خان: يك فقره
سلطان مفتخور براي هضم بانوان: يك عدد
وزير اعظم: يك عدد مشكوك به خيانت
مادر سلطان، حامي جمعيت هضم بانوان : يك عدد
بانوبيار دربار: يك عدد
مرد: به تعدادي كه جلوي دست و پاي بانوان را نگيرند
عاشق سينه چاك همسر سلطان كه سرش به شدت ميخارد: يك عدد
حيات خلوت: به گستردگي حرمسرا
رده سني مخاطب:
2 تا 170 ساله ... هر چه پيرتر، پيگيرتر
طرز تهيه:
يك) ابتدا تعدادي بانوي درجه سه را كه انصافا سازمان استاندارد در حقشان كوتاهي كرده را توي فيلمنامه ميريزيم و به آن قسمت حرمسرا ميگوييم. دوستان عزيز حتما حواسشان باشد كه به اين قسمت نمك اضافه نكنند و شورش را در نياورند، هر كسي نمك بيشتري خواست سر سفره خودش اضافه ميكند.
دو) بعد از يك ساعت كه اينها را با سر و وضعي نامناسب - ولي باب طبع- خوب پخت داديم، سلطان سليمان را براي كاهش و متعادل كردن بار زيبايي فيلم پرت ميكنيم توي متن، بقيهاش را خودش ميداند چكار كند.
نكته: دوستان گلم، عزيزهاي درون منزل، خيلي حواسشان باشد اين تعداد زن زيبا را همينطور بيهدف ول نكنند توي متن؛ رادياتور ماشين باشد داغ ميكند، آدميزاد كه جاي خودش را دارد و جايزالخطا هم هست تازه!
سه) اين قسمت را نميشود نوشت اما شما كه بچه نيستيد، خودتان ميدانيد چي ميخواهيم بگوييم.
چهار) همسر سلطان كه از نظر درجهي كيفي با پارتيبازي در ردهي دوم قرار دارد را در گوشهاي از متن با كاميون خالي ميكنيم و اگر فرصتي دست داد با همان كاميون از رويش رد ميشويم اما متاسفانه در آن برهه زماني كه ايشان مادر شاهزاده است امكانش نيست. با همسر سلطان به ناچار ميسوزيم و ميسازيم.
پنج) تا مخاطب از دستمان نپريده و شبكه را عوض نكرده، بانوان زيبا و به چشم خواهري درجه يك را بيمحابا ميريزيم توي متن تا با تحت تاثير قرار دادن مخاطب، مصرف شام ايرانيجماعت به شدت كاهش پيدا كند. آشپزان عزيز خواهشا در مصرف بانو خساست به خرج ندهند. مال پدرتان كه نيست، سفره سلطان سليمان است. تازه ابتداي سلطنتش هم به مردم تركيه قول داده بود كه بانوان را سر سفرههاي آنها بياورد؛ چون آن زمانها بانوان خيلي سخت راضي ميشدند سر سفره بيايند و بيشتر توي آشپزخانه بودند با ان حالشان.
شش) شايد كافي بهنظر برسد اما تا اينجاي كار اين سريال تنها براي آقايان جذابيت دارد كه در انتخاب شبكه متاسفانه صاحب راي و نظر نيستند. محققان تركتبار براي راضي نگه داشتن بانوان كه استثنائا پيرو آن رضايت آقايان نيز حاصل ميشود به اين نتيجه رسيدند كه بايد دو زن – ترجيحا هوو- به جان يكديگر بيفتند و از خجالت هم در بيايند. كلا خانمها چون با اينجور درگيريها همذاتپنداري ميكنند و به ياد منازعات خانوادگي با جاري و مادر شوهر و خواهر شوهر ميافتند، به شدت به سريال فوق علاقهمند ميشوند و هر يك بنا به خصوصيات اخلاقي كه دارند به يكي از طرفين درگيري علاقهمند ميشوند.
هفت) بانوان ديگري كه قبل از شروع برنامه خوب ورز داده شدند را براي اضافه شدن به درگيري و مورد توجه قرار گرفتن سلطان به آرامي وارد قصه ميكنيم.
هشت) كوفتش بشود. ما كه راضي نيستيم.
نه) براي جلوگيري از عوض شدن ناگهاني ذائقه بانوان و تعويض كانال و ترجيح دادن تماشاي رقابت فوتبال بين اينتراخت فرانكفورت با راپيدوين اتريش، موقتا مقداري از بحث اصلي دور ميشويم و مقاديري جنگ و خونريزي به متن اضافه ميكنيم. حتما حواستان باشد در خلال پخش اين جنگها به هيچعنوان از بحث شيرين درگيري در حرمسرا و گيس و گيسكشي غافل نميشويم، بلكه فقط خودمان را ميزنيم به غفلت تا كار خوب از آب در بيايد.
ده) در قابلمه را ميبنديم و آن را به مدت نيم ساعت در مايكروفر قرار ميدهيم.
يازده) سريال ما آمادهست و اميدواريم توفيقي نصيبتان شود كه بدون حضور خانواده موفق به تماشاي آن بشويد. اسپانسرهاي اين سريال بابت تماشاي آن از شما تشكر ميكنند.
پيامهاي بازرگاني: كرمهاي افزايش دهنده قدرتبدني فايرفاكس ... با ما بهتر، طولانيتر و با لذت بيشتري به تماشاي اين سريال بنشينيد.
قسمتهايي از سريال:
(داخلي – روز- اتاق خانوم والده)
والده: پسرم تو چرا با ماهي دوران نميري حيات خلوت؟ بندهخدا پوسيد!
سلطان: مادر، اين روزها با «تركيش رادياتور» كي ديگه ميره حيات خلوت؟
والده: پسرم اگه باهاش نري خلوت شيرم رو حلالت نميكنم.
سلطان: مادر جان، احترامت واجب اما در مسايل خلوتي من دخالت نكن؟ آدم عاقل اينهمه مال دنيا رو ول ميكنه با ماهي دوران ميره حيات؟
والده: ميدونم پسرم ولي اينبار به خاطر دل من برو!
سلطان: مادر؟!
والده: من حال اونو درك ميكنم!
سلطان: واااا! مادر؟ حالت خوب نيستها!
والده: زهرمار! سلطان نبودي همين آدم تف كف دستت نميانداخت! واسه من كلاس ميذاري؟
سلطان: مادر تو رو ارواح آقاجون بس كن ... حالا كه اصرار ميكني، بهش بگو بياد حيات پشتي، دو دقيقه ببينمش، وسايلشو برداره بره!
(در همين حين بانواني در رنگها و مدلهاي مختلف از جلوي دوربين رد ميشوند. سنبل خان با آن قيافهاش هم در بين آنهاست. سنبل خان هم نشديم. اخ به اين شانس)
سنبل خان (با ناز و ادا و اطوار): نگار؟ بيا اينجا ببينم ... واااااي، بيا ديگر
بانو بيار دربار: بله سنبل خان؟
سنبل خان: برو ماهي دوران را حاضر كن!
بانو بيار دربار: چشم سنبل خان ... به حيات خلوت ميروند؟
سنبل خان: پ ن پ، ميرن يه جاي شلوغ كه همه ببينن، حرفي پشتشون نباشه!
(منتشر شده در خط خطي هجدهم)
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»