چه خوش ميگذره امشب!
اين مطلب با سانسور اوليه، كه بچه هاي تصحيح زحمتش را مي كشند به اين حال و روز در آمده. البته مطلبي كه شما در همشهري مسافر و ستون ساز مخالف مي خوانيد چندين بار ديگر توسط افرادي چون ميثم زمان آبادي در نقش سردبير، مدير ضمائم همشهري در نقشي كه نمي دانم، جناب محكي در نقش سانسورچي اعظم و تني چند از دوستان و بستگان اين عزيزان سانسور خواهد شد. همه اينها به غير از سانسوري است كه طنزنويس بايد در ذهنش آن را انجام بدهد!
با پايانيافتن فصل نقلوانتقالات ليگهاي مختلف فوتبال، آييننامه نقلوانتقالات دانشجوها تصويب شد. تصويبكنندگان اين آييننامه كه با ظرافت خاصي آن را تدوين كردهاند براي اثبات «اينكاره»بودن - يعني كارشناس بودن - خود به نكات مهمي چون مكان مهماني، زمان مهماني و شرايط مهمان در آييننامه اشاره كردند كه اين موضوع باعث خشنودي جمع كثيري از دانشجويان كشور شده است. دانشجوها كه ابتدا تصميم گرفته بودند در نامههايي تشكر خود را از برپاكنندگان اين مهماني اعلام كنند، در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه دندان روي جگر بگذارند تا ببينند مهماني چطور پيش ميرود و مسئولين چقدر روي حرف خود ميمانند. البته عدهاي هم طاقت نياوردند و متنهايي چون: «شما هم آره؟!»، «به خدا راضي به زحمت نبوديم، خودمون ميگرفتيم.»، «خب زودتر ميگفتي ديگه لامصب!» و متنهايي از اين قبيل را براي مسئولين فرستادند، تا تشكر خود و ديگران را از تصويب چنين آييننامه نشاطآوري اعلام كنند. در اين آييننامه، شرايط انتقال دانشجو به دانشگاههاي ديگر و يا به عبارتي مهمانشدن دانشجو ذكر شده، كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم.
1- مكان مهماني؛ هر چند دانشجوها آنقدر از تصويب اين مهماني خوشحال بودند كه مكان مهماني برايشان مهم نبود اما مصوبين اعلام كردند دانشجو بسته به امتياز دانشگاه و رتبه و گروه و اين حرفها ميتواند مهمان شود كه البته اين موضوع هم بهصورت جداگانهاي جاي خوشحالي دارد. چون بهنظر ميرسد مهمانيها كلاسبندي شده و هر كسي مطابق با معيارهاي خودش به مهماني ميرود.
2- زمان مهماني؛ به قول دانشجوها زمان مهماني «سكرت» است. از طرفي مسئولين هم خيلي تمايلي براي اعلام زمان مهماني نداشتند تا دست زياد نشود و فقط خودمان باشيم!
3- شرايط مهمان؛ با اينكه فكر ميكرديم دانشجو در بدو ورود حتما بايد عادي باشد، اما مصوبين آييننامه اعلام كردند:
الف) دانشجو بايد معلول يا داراي بيماريهاي خاص باشد. ب)دانشجو بايد پدر يا مادر خود را از دست داده باشد. ج)دانشجو بايد خودش هم مرده باشد! د)دانشجو بايد نباشد.
گويا شرايط دانشجو بايد بهگونهاي اسفبار باشد كه معلوم شود به اين ميهماني نياز دارد تا كسي فكر نكند مسئولين از روي هوا و هوس اين ميهمانيها را ترتيب دادهاند. به هر حال اگر اين ميهماني چنين عيبهاي كوچكي را هم نداشته باشد كه خيلي تابلو ميشد كار مسئولين نيست . قبول كنيد براي شروع بد نيست، فقط بايد ببينيم نحوه پذيرايي به چه صورت است!
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»