آلرژيهاي فصل انتخابات
شوخي لفظي 1
متكي: از طنزنويسان ميخواهم با من شوخي كنند.
ما: اصلن تا بوده همين بوده؛ دو ماه ما با شما شوخي ميكنيم، هشت سال شما با ما.
شوخي لفظي 2
ما: همين مونده بود توام كانديداي رياستجمهوري بشي!
متكي: مگه من چمه؟
ما: برو بابا
متكي: آقا اينا شوخيه ديگه ايشاا...؟
شوخي لفظي 3
متكي: من اگر رئيسجمهور بشوم برنامههاي جامعي براي حل مشكلات موجود دارم.
ما: قرار بود فقط ما با شما شوخي كنيم.
متكي: من كجا شوخي كردم؟
ما: يعني جدي جدي فكر ميكني ما مشكل داريم در جامعه؟ ما را اينجور مردماني شناختي؟ واقعن متاسفم.
شوخي دستي 1
ما: چطوري منوچ؟
منوچ: درست صحبت كن آقا، اين چه طرز حرف زدنه؟
ما: خب چرا ناراحت ميشي، شوخي كردم.
منوچ: تو بيخود كردي، مگه من باهات شوخي دارم؟
ما: مردم اعصاب ندارنا، قبلن به اين چيزا ميخنديدن!
شوخي دستي2
متكي: آي، چه دستت سنگینه... دوست عزيز يه مقدار يواشتر!
ما: يه جوري ميگي «يواشتر» كه انگار خواسته كوچيكيه؛ باور كن همين «يواشتر» سالهاست تنها درخواست ماست!
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»