مشاركت حداكثري، انصراف صددرصدي!

پس از رفت‌و‌آمدهاي بي‌رويه و مشكوك لايحه هدفمندشدن يارانه‌ها به مجلس و تصويب و بازپس‌گيري و اصلاح و حمام اين طرح، در نهايت 14درصد از شهروندان محترم از دريافت يارانه انصراف دادند. هدف نهايي اين طرح البته انصراف صددرصدي و مشاركت آحاد جامعه در اين انصراف است كه تلاش براي رسيدن به مشاركت مدنظر، دولت را به ادامه كار تشويق مي‌كند. با اين وجود اما ما آدم‌هاي خوشبختي هستيم كه در دوره‌اي از زمان متولد شديم كه هدفمند شدن يارانه‌ها نيز در همين عصر تحقق يافته؛ چون اين ما هستيم كه مي‌توانيم انتخاب كنيم كه از دريافت يارانه انصراف بدهيم يا انتخاب بشويم كه انصراف بدهيم. چه‌بسا افرادي در اين مرزوبوم زيسته‌اند كه عمرشان به انتخاب كفاف نداده و اين موهبت بزرگ را از دست داده‌اند.

به‌تدريج وارد مي‌شود

در همين راستا استاندار تهران براي دلگرم كردن مردم اعلام كرد: «قيمت بنزين به‌تدريج افزايش مي‌يابد تا به يكباره به مردم شوك وارد نشود.» دقيقا اختلاف‌نظر مردم و مسئولين از همين نقطه كليد مي‌خورد؛ يعني مردم اصرار دارند هر چه قرار است وارد شود، به يكباره وارد شود اما مسئولين ترجيح مي‌دهند تدريجي وارد شود.

شوك تدريجي شايد تحملش راحت‌تر باشد، منتها وقت آدم گرفته مي‌شود. پس اگر مسئولين قرار است شوكي، چيزي وارد كنند يك‌بار براي هميشه وارد كنند كه ما هم تكليف خود را بدانيم.

وظيفه سنگين كارشناس‌ها

در كشور ما مهم‌ترين و سنگين‌ترين وظيفه را كارشناس‌ها دارند. مثلا اگر آن‌ها اعلام نمي‌كردند «مردم خود را براي افزايش قيمت‌ها آماده كنند.» ما با اين وضعيت نابه‌سامان جسمي و روحي حتما مقابل افزايش قيمت‌ها غافلگير مي‌شديم و شكست مي‌خورديم. اصلا فرق كشوري كه كارشناس دارد با مملكتي كه كارشناس ندارد همين آمادگي‌ها و هشدار دادن‌هاست. اين‌كه سال‌هاست هيچ‌گونه افزايش قيمتي نداشتيم و قيمت‌ها ثابت مانده، مردم از آمادگي بدني فاصله گرفته‌اند اما الان هشدار كه دادند خوب شديم! دغدغه اصلي مردم اما مسئولين هستند. نه اين‌كه مسئولين دغدغه مردم شده باشند، مردم نگران مسئولين هستند. آن‌ها كه مردم نيستند دائم در حال آماده‌باش باشند، مسئولند و معذور! از شما چه پنهان، همين مسئوليت‌هاست كه مردم را نگران مي‌كند. اگر مسئولين‌ آمادگي افزايش قيمت‌ها را نداشته باشند چي؟ چه كسي مسئوليت اين قشر آسيب‌پذير را به‌عهده مي‌گيرد؟!

جشن صدور بنزین!

به حول و قوه الهي نخستين محموله بنزين ايران به يك جاي دنيا صادر شد. اين محموله كه طبق معمول توسط متخصصان وطني به‌دست آمده، با مقداري نامعلوم  و به كشوري نامعلوم صادر شده كه نشان از توجه و علاقه ما به كشورهاي ناشناخته دنيا دارد. اين بشكه‌ها كه در راستاي همان مشت سابق بر دهان افراد سابق صادر شده، نشان از قدرت و توان زيرپوستي ما در مواقع تحريم دارد. به عبارتي ديگر «تحريم بيشتر، ايراني آبادتر!» بد نيست حالا كه تحريم‌ها عليه ايران اين‌همه به رشد و پويايي كشورمان كمك مي‌كند، كشورهايي كه به ما دست دوستي داده بودند و با كمك به اقتصاد و رشد اين مملكت، ما را از رسيدن به چنين روزهاي شكوهمندي محروم كرده بودند را لعن و نفرين كرده و عزيزاني كه با صدور انواع قطعنامه ما را به اين حال و روز انداخته‌اند را در آغوش بگيريم. البته بارعايت اصولي كه به آن اعتقاد داريم! اين نفرين كردن‌ها و در آغوش كشيدن‌ها البته استثنائا در درجه دوم اهميت قرار دارد ، چون فعلا بايد يك «جشن صدور» درخور شان و منزلت اين يكي، دو بشكه در تقويم جاي بدهيم كه حتما خودش كلي جا مي‌گيرد!

انشاا... اول مي‌شويم!

به كوري چشم همان افرادي كه كماكان از ما مشت مي‌خورند و در بالا به آن‌ها اشاره كرديم، تعداد زندانيان كشورمان نسبت به سال گذشته 35درصد افزايش يافته. از آن‌جايي كه هر افزايش آماري را بايد به فال نيك گرفت، شدت خشنودي خود از افزايش زندانيان را اعلام مي‌كنيم و اميدواريم زندانيان هم از اين‌كه در افزايش آمار نقشي داشتند خوشحال باشند و خودشان را لوس نكنند. جالب‌تر اين‌جاست كه ما با وجود رشد بي‌سابقه‌اي كه در زنداني كردن افراد داشتيم فعلا در رده چهل‌و‌پنجم دنيا  و آمريكا و روسيه به ترتيب در مقام‌هاي اول و دوم قرار دارند كه البته مساله خاصي نيست، انشاا... به‌زودي آن‌ها را پشت سر مي‌گذاريم. وا... با اراده‌اي كه ما در پيش گرفته‌ايم بعيد است آمريكا و روسيه و امثالهم حتي ناي رقابت با ما را داشته باشند!

لطف ملي و مردم يارانه بگير

هموطناني كه براي دريافت يارانه‌ها، تمام زندگي‌شان را پرداخت كردند نگران نباشند، چراكه قرار است به‌زودي يارانه‌ها به‌حسابشان واريز شود. طرح واريز يارانه‌ها همان‌طور كه پيش از اين در رسانه‌هاي رسمي كشور اعلام شد تا اواخر مهر يا آبان يا آذر يا دي يا بهمن يا اسفند سال 89 يا 90 يا 91 يا... اه، چقدر عجله مي‌كنيد، بالاخره واريز مي‌شود ديگر. گويا دولت قصد دارد اول ببيند مردم آن 10هزار تومان‌هايي كه براي افتتاح حساب داده‌اند را از كجا آورده و چطور كسب كرده‌اند، كه اگر كسب درآمد از راه حلال بود يارانه‌ها را به حساب مردم يارانه‌بگير واريز ‌كنند. آنچه تاكنون كمر دولت را زير بار اين «لطف ملي» خم كرده، كسب درآمدي بالغ بر 171ميليارد تومان از طريق افتتاح حساب توسط 17ميليون و 150هزار خانوار (هر خانوار از قرارد 10هزار تومان) بوده كه اين موفقيت بزرگ را به دست‌اندركاران تبريك و تهنيت عرض مي‌كنيم. از شما چه پنهان، بين خودمان بماند؛ مردم هم سلامتي دولت را مي‌خواهند! وگرنه از قديم هم گفته‌اند: «يارانه را كي داده، كي گرفته؟» همين كه بيت‌المال پروپيمان باشد، پشت‌مان قرص مي‌شود؛ خب گاهي هم البته پشت‌مان اذيت مي‌شود كه آن هم از خوشي زياد است، بلا به دور!

آزاد نشده‌اش اين است؟

يكي ديگر از اهداف دولت از تاخير در پرداخت يارانه‌ها، سنجش مقاومت و استقامت رعاياست؛ به عبارتي اگر مردم بتوانند كماكان استقبال خود از اين «لطف ملي» را حفظ كرده و همچنان مدارك مورد نياز را تهيه و ارسال كنند، دولت مطمئن خواهد شد كه مردم « ضدضربه» شده‌اند و بسي شاد خواهد شد. از آن‌جايي‌كه شادي دولت شادي ماست، ممكلت غرق در شادي و شعف خواهد شد و مي‌شود، مثل هميشه! با اين اوصاف اما هموطنان عزيز توجه داشته باشند كه تا قيمت‌ها آزاد نشوند، هيچ پرداختي صورت نمي‌گيرد. اين جمله بدان معناست كه قيمت‌هاي حال حاضر اجناس، از نوع رقت‌انگيز آزادنشده هستند. اين قيمت‌ها كه آزاد نشده اين‌قدر افسارگسيخته هستند معلوم نيست در صورت آزادي به قول شاعر گفتني، چه آتيشي بسوزانند! پس حالا كه خوشبختي ما در گرو آزادي قيمت‌هاست بيكار ننشينيد و براي آزادي همه آزادنشده‌ها دعا كنيد!

آنها چپ مي‌كنند، ما...!

ببينيد كارمان به كجا رسيده كه بايد به واژگوني كاميون حامل سس مايونز در ژاپن هم حسادت كنيم. اين ژاپني‌ها كلا عرصه را براي حسودي ما بازگذاشته‌اند تا خداي ناكرده سرخورده نشويم. نمي‌دانيم چرا آنجا كاميون چپ مي‌كند سس مملكت‌شان را بر مي‌دارد اما اينجا كه چند هفته پيش يك كاميون واژگون شده بود از خجالت نتوانستيم بنويسيم چي از آن ريخته! بنويسيم كه چي؟ كه حالتان را به هم بزنيم؟ جالب اينجاست كه مي‌گويند گازهاي موجود در مواد حمل شده توسط كاميون وطني موجب اين واژگوني شده كه گويا بايد آن را به فال نيك بگيريم؛ به هر حال ما اين گازها را كه نه، ولي به هر حال دستي توي صادرات گاز به اقصي نقاط دنيا داريم و شايد در صورت اتمام ذخاير گازي كشور، يكروزي ازاين گازها هم درآمدزايي كنيم. از قديم هم گفته‌اند:« گاز نمي‌بينيم، وگرنه كاميون چپ كن‌هاي ماهري هستيم!» البته اين قديمي‌ها هم اغراق مي‌كنند، چرا كه با اين غذاي «بخور نميري‌كه مامي‌خوريم، دوچرخه هم چپ بشودبايد كلاهمان را بياندازيم هوا؛ اين ضرب المثلي هم كه قديمي‌ها از آن استفاده مي‌كنندمربوط به همان دوراني است كه فراواني بود و مردم هزار ماشاا... بخور بودند، وگرنه الان ديگر كسي حتي حال... بگذريم!

هدفمند كردن اعتصاب‌ها

كاميون‌هايي به نام هووو كه مفتخر به دريافت لقب «قاتل جاده‌ها» شده‌اند صداي اعتراض اهالي جاده و بيابان را درآوره تا آنها«هم» به قشرهايي پيوسته باشند كه جلوي ساختمان مجلس دست به اعتصاب زده‌اند. استقبال قشرهاي گوناگون ازاعتصاب جلوي مجلس به حدي رسيده كه قرار است ضمن نوبتي كردن اعتصاب‌ها، براي علاقه‌مندان بليت فروشي شود تا بالاخره يك درآمدي هم از اين نارضايتي‌هانصيب مسئولين واردات اين قاتل بشود. نه اينك ما با اعتصاب جلوي مجلس مشكل داشته باشيم، كه اتفاقا.... كه اتفاقات دوستان اشاره مي‌كنند ما باهر نوع اعتصابي مشكل داريم. اما اگر مشكلي نداشتيم هم با اعتصاب كاميون داران جلوي مجلس حتما مشكل داريم. ببينيد كاميون داران عزيز، همه مي‌دانند حق با شماست، شما هم مي‌دانيد كه حق با شماست، پس اعتصاب مي‌كنيد كه چي؟ قبلي‌ها كه اعتصاب كردند را يادتان هست؟ مي‌دانيد چقدر آدم‌هاي خوبي بودند؟ البته هنوز هم هستند، منتها يكهو متوجه شدند كارشان درست نبوده و يا به عبارتي: مجلس جاي چيز نيست... آهان، جاي اعتصاب!

پروژه ژيگول سازي قطبي و دوستان!

علي سعيدلو با حضور در كمپ تيم‌هاي ملي فوتبال از بازيكنان خواسته:«در مسابقات اسيايي گوانگ‌جو از همه ‍‍‍‍ژيگول‌تر باشيد!» پس از اينكه با درايت و سخت‌كوشي يك‌سري از نيروهاي محترم، كليه افراد ژيگول و حتي با يك درجه تخفيف يعني  افراد خوش‌تيپ از سطح شهر جمع‌آوري شدند، گويا در خفا تلاش‌هايي براي ژيگول‌سازي چهره كشورمان در دنيا صورت مي‌گيرد كه از چشم ما پنهان مانده است. با توجه به صحبت‌هاي سعيدلو اين سوال مطرح مي‌شود كه اگر ژيگول بودن خوب است پس چرا قبلي‌ها جريمه شيك‌پوشي و گاهي شيك‌انديشي خود را پرداخته‌اند و اگر بد است چرا چنين پوششي در خارج از كشور توصيه مي‌شود؟ يعني فقط خودي‌ها نامحرم هستند؟ البته اين همه صحبت‌هاي سعيدلو نيست، چرا كه رييس در ادامه گفته:« مي‌خواهم بهترين لباس‌هايتان را در اين مسابقات بپوشيد، بايد حسابي تيپ بزنيد!» معلوم نيست براي مسابقات فوتبال مي‌رويم يا امر خيري در ميان است كه ما خبر نداريم. گويا ضمن برگزاري اين مسابقات قرار شده يك‌سري از بچه‌هاي تيم ملي به‌صورت فشرده راهي خانه بخت شوند و احتمالا ظاهر اينها براي خانواده عروس خيلي مهم است. بنابراين بهتر است برويم خدا را شكر كنيم كه ديگر امثال نيكي و فري در تيم ملي جايي ندارند، وگرنه اگر قرار بود اينها از شرايط فعلي خود ژيگول‌تر باشند همگي به گناه مي‌افتاديم!

 چرت ايتاليايي!

رييس سازمان تربيت بدني كه به‌رغم همه تحريم‌ها و نامهرباني‌ها خود را به ايتاليا رسانده تا از مسابقات جوانان برومند تيم ملي واليبال در رقابت‌هاي جهاني ديدن كند از وجود مشاوريني در كنار خود بهره مي‌برد كه چرت ايتاليايي سراسر وجودشان را گرفته و حتي حضور دوربين هم نمي‌تواند آنها را وادار به لذت بردن از پيروزي مقابل ژاپني‌ها كند. شنيده مي‌شود حتي يكي، دو دفعه سعيدلو به مسوولين مسابقات مراجعه كرد و از آنها خواست كه به اين بچه‌ها بگويند يك‌مقداري آرام‌تر بازي كنند تا مشاورش اذيت نشود اما اين ايتاليايي‌ها كه با اين سن و سال‌شان حتي فارسي هم بلد نيستند حرف بزنند و فقط هيكل گنده كرده‌اند، در جواب خواسته سعيدلو به لبخندي قناعت كردند!سعيدلو هم كه در تمام زندگي‌اش اين‌همه گل را يك‌جا نديده بود، در پيامي به فوتباليست هاي كشورمان از آنها خواست كه گل زدن را از واليباليست‌ها ياد بگيرند؛ متن نامه سعيدلو به اين شرح است:«از فوتباليست‌ها ياد بگيريد!»

دستمال سفيدم آرزوست!

اتفاقات ورزشگاه يادگار امام(ره) در ديدار شهرداري تبريز و پرسپوليس تهران، واكنش‌هاي متفاوتي را به همراه داشت. سهرابي، مديرعامل باشگاه شهرداري تبريز براي اين‌كه تيمش را از اتهامات وارده تبرئه كند، كلا هواداران خود را منكر شد و گفت: «هوادار؟ ما اصلا هوادار نداريم!» از طرف ديگر ششگلاني، رئيس هيات فوتبال تبريز با سوا كردن مساله «هو» از «فحاشي» ‌اعلام كرد: «قبول ندارم، 90دقيقه فحاشي نكرديم!»

«وا... من نمي‌دونم شما چطور حساب كردين، اما طبق زماني كه من محاسبه كردم 83دقيقه مفيد فحاشي داشتيم كه 10دقيقه از اين زمان توهين محسوب نمي‌شه.»

«چطور فحاشي به يك تيم توهين محسوب نمي‌شه؟»

«چون كلي بوده؛ يعني به مجموعه توهين كرديم، نه به يك نفر! از طرف ديگه ما 23دقيقه «هو» داشتيم كه فحش محسوب نمي‌شه و فقط «هو» محسوب مي‌شه. نبايد مسائل رو با هم قاطي كنيد؛ يعني مثل خود ما كه از يك طرف اسم كريم باقري رو گذاشتيم روي يك خيابون و از طرف ديگه يه‌سري اسم‌هاي ديگه گذاشتيم روي كريم باقري!»

«پس شما 50دقيقه فحاشي به كريم باقري رو قبول داريد.»

«نه عزيز من، من كي چنين حرفي زدم؟ از اين 50دقيقه باقيمونده، 20دقيقه به دايي و 5دقيقه به كاشاني فحاشي كردند كه مي‌مونه 25دقيقه! آقاي كاشاني كه از خودمون هستند، مثل كامرون! علي دايي رو هم كه خودتون ديديد، وقتي فحاشي مي‌كرديم، مي‌خنديد؛ پس خوشش اومده بود كه مي‌خنديد.»

«اون 25دقيقه رو كه قبول داريد به باقري فحاشي كردين؟»

«ببخشيد يعني از حق ميزباني خودمون حق نداشتيم استفاده كنيم؟ پس دلت مي‌خواست باقري به ما فحاشي كنه؟ چرا اين‌قدر غيرمنطقي حرف مي‌زنيد؟ شما به بارسلونا نگاه كنيد؛ وقتي هواداران اين تيم مي‌خوان اعتراض كنند چيكار مي‌كنند؟»

«خب دستمال سفيد نشون مي‌دن.»

«آفرين؛ حالا ما دستمال سفيد نداشتيم، فحش كه داشتيم!»

«به نظر شما براي جلوگيري از اين مشكلات چه كارهايي بايد انجام بشه؟»

« بايد براي تماشاگران دستمال خريد؛ دستمال سفيد!»

«همين؟!»

«خب نه، بايد فرهنگ‌سازي هم بشه؛ الان شما نگاه كنيد باقري و دايي اصلا فرهنگ فحش خوردن ندارند. يه‌جوري داد مي‌زنند كه انگار گلوله خوردند!»