منتشر شده در چلچراغ:

يكي از جدي‌ترين مسائلي كه همواره رشد و پيشرفت دانشجويان ايراني را تهديد مي‌كند، كلاس‌هاي مختلط دانشگاه‌هاست. به اين ترتيب كه عده‌اي دختر و پسر معلوم‌الحال دسته‌جمعي مي‌روند سر كلاس، با هم درس مي‌خوانند، با هم رشد مي‌كنند، با هم واحد پاس مي‌كنند، با هم حرف مي‌زنند و در بعضي مواقع حتي ديده شده گستاخي و غرب‌زدگي را به اوج رسانده و با هم ازدواج

 مي‌كنند! همين‌طور كه مي‌بينيد اين موضوع شوخي‌بردار نيست. انصافا شما شنيده‌ايد بگويند فلاني ازدواج كرده و خوشبخت شده؟ خب فكر مي‌كنيد ريشه‌ اين بدبختي‌ كجاست؟ آفرين، توي كلاس‌هاي مختلط ! يعني خيلي راحت مي‌توان با تك‌جنسيتي كردن دانشگاه‌ها، بدبختي را از جامعه دور كرد، تورم را تك‌رقمي‌تر كرد، فقر را از بين برد، مشكل مسكن، گراني، ترافيك، آلودگي هوا، بيكاري، قتل، آدم‌ربايي، سرقت مسلحانه، ناامني، تجاوز گروهي، تجاوز انفرادي، تجاوز صد متر با مانع، تجاوز استخري، همه و همه را با تك‌جنسيتي شدن دانشگاه‌ها حل كرد. 
اين مهم البته بنا بر اهميتي كه دارد خوشبختانه از چشم‌هاي تيزبين مسوولان امر پنهان نمانده و همواره سالي ده، پانزده دفعه روي آن تاكيد مي‌شود؛ يعني آنقدري كه بحث روي تك‌جنسيتي شدن دانشگاه‌ها در كشورمان مطرح مي‌شود، كنكور در اين مملكت برگزار نمي‌شود! سكوت در قبال چنين بحراني اما كم از داشتن ماهواره در منزل و عدم تحويل آن در طرح وزين «تحويل داوطلبانه ماهواره» ندارد. براي همين ما سكوت نمي‌كنيم، حرف مي‌زنيم، حرف مفت مي‌زنيم اما بالاخره حرف مي‌زنيم. شما هم بهتر است يكجوري نگاه نكنيد كه انگار فقط ما در اين مملكت حرف مفت مي‌زنيم. 
قبل از ارائه راهكار بايد ببينيم پايه و اساس اين تز مدرن را چه كسي بنا كرده؛ جواب اين سوال پر واضح است: ما نمي‌دانيم! خواهش مي‌كنيم شلوغش نكنيد. اين يكي را نمي‌دانيم اما انصافا يك چيزهايي هست كه مي‌دانيم و مطمئنيم به دردتان مي‌خورد، پس تا انتهاي برنامه با ما همراه باشيد. مثلا ما مي‌دانيم اين ايده حتم به يقين از ايده‌ي بسيار جالب تفكيك جنسيتي در كتاب‌هاي دوره‌ي دبستان شكل گرفته؛ خب عده‌اي از اهالي انديشه (اهالي شهر جديد انديشه، نرسيده به كرج، جنب قلعه‌حسن خان) دور هم نشستند و به اين نتيجه رسيدند كتاب‌هاي دختران و پسران در دوره‌ي ابتدايي نبايد يكجور باشد. به اين بهانه كه كتاب‌هاي حالا بايد يك فرقي با كتاب‌هاي زمان ما داشته باشد. البته تاكيد داشتند فقط كتاب‌هايمان بايد يك فرقي با آن زمان داشته باشد. اولين گيرشان روي كتاب‌هاي درسي اين بود كه چوپان دروغگو نبايد جزو دروس باشد. نه در كتاب‌ پسران، نه در كتاب‌ دختران؛ فقط همين كه در كتاب دانشجويان علوم سياسي يك اشاره‌ي كوچكي بشود كافي‌ست. ضمن اينكه اذهان عمومي را هم به سمت و سوي افرادي سوق مي‌داد كه انصافا جايز نبود. اصلا مصداق بارز سياه‌نمايي بود و لازم‌الحذف.
يكي ديگر از تغييرات لازم در اين كتاب‌ها حذف درس قديمي كوكب خانوم از كتاب پسرها بود. اين درس مال زماني بود كه كوكب خانوم واقعا زن باسليقه‌اي بود و دل به كار مي‌داد. الان كوكب‌ خانوم‌ صبح‌ها توي آرايشگاه مشغول هشتي كردن و شيطوني كردن ابروها و فرمژه كردن موهايش است، عصر هم اگر كلاس ايروبيك و استخر و موسيقي نداشته باشد، در كلاس‌هاي داوطلبانه‌ي ارشاد شركت مي‌كند! كجا بنده‌خدا مي‌رسد كدبانوگري كند با اين حالش؟ خب پس طبيعتا اين درس هم بايد حذف مي‌شد. درس نامفهومي مثل تصميم كبري هم كه اصلا نيازي به بحث و تبادل نظر ندارد. دختربچه چه حقي دارد جلوي بزرگترش تصميم بگيرد؟ به اينها بها بدهي انتظار دارند شريك زندگي‌شان را هم خودشان انتخاب كنند. يعني چنين موجودات پرتوقع و زياده‌خواهي هستند اين زن‌ها ... خب طبيعتا اين درس از دروس خانوم‌ها حذف و در كتاب آقايان با عنوان «تصميم اصغر سرشونه» به شكلي متفاوت منتشر خواهد شد.
بحث در اين خصوص زياد است اما بهتر است با توجه به كمبود وقت، از بين راهكارهاي زيادي كه به ذهن‌مان مي‌رسد، مهم‌ترين آنها را خدمت‌تان عرض كنيم. به برادران عزيز دانشجو كه خانوادگي زحمت ترتيب تحصيلات و علم و دانش جوانان مملكت را مي‌دهند توصيه مي‌كنيم به تك‌جنسيتي شدن دانشگاه‌ها قانع نباشند و حالا كه امكان فرستادن پسران و دختران به كشورهاي مختلف نيست، دست‌كم شهرهاي آنها را از هم جدا كنند؛ آنهم نه در شهرهاي نزديك به هم، كه امكان برقراري رابطه از طريق «گرده‌افشاني» در اين‌صورت از بين نخواهد رفت، بلكه بياييم آنها را در دو نيمه‌ي شمالي و جنوبي، يا شرقي و غربي كشور (برخلاف جهت وزش باد) از يكديگر جدا كنيم تا دختر و پسر براي ارتباط ميان يكديگر به روش سنتي علامت دادن با دود از طريق قله‌هاي هم‌ارتفاع روي بياورند. هرچند كه جوانان امروزي حتي تهديدي مثل آلودگي صوتي را هم به فرصت تبديل مي‌كنند و از آن وسيله‌ي ارتباطي مي‌سازند اما ما كه نبايد بيكار بنشينيم ... حتي اگر شده راهكاري بينديشيم كه با جلوگيري از وزش باد، با پيشبرد اهداف ناپسند دانشجويي مقابله كنيم.