كل كل پرسپوليسيها و استقلاليها در كافه «فيس تو فيس كتاب»
سندرم نوع S خطرناكتر است يا سندرم نوع 4؟
منتشر شده در مجله تماشاگر:
هواداران استقلالي و پرسپوليسي خيلي متمدنانه و باوقار در يك كافه بيطرف گرد هم آمدهاند تا پيرامون بازوبند كاپيتاني تيم ملي بحث و تبادل نظر كنند.
داخلي – بعد از افطار – كافه «فيس تو فيس كتاب»
استقلالي: طبيعتا بازوبند كاپيتاني تيم ملي حق مسلم ماست!
پرسپوليسي: شوخي كافيه ديگه؛ بيا جدي حرف بزنيم!
استقلالي: نه اتفاقا خيلي جدي گفتم؛ جواد نكونام بازيكن اوساسونا بوده و بايد بازوبند رو ببنده
پرسپوليسي: اوني كه جواد بايد ببنده بازوبند نيست دوست عزيز؛ كمربنده ... كمربند ايمني!
استقلالي: خب نميشه كه كريمي ببنده؛ اون وقت نميگن چرا بازيكن تيم دوازدهم جدول بازوبند كاپيتاني تيم ملي رو بسته؟
پرسپوليسي: همچين ميگي دوازدهم، انگار سيزدهم شده! كاپيتاني به رتبهي تيم و تعداد بازيهاي ملي كه نيست، بازوبند بايد به آدم بياد!
استقلالي: آخه موضوع اينجاست كه تا جواد لاليگايي هست، به كريمي نميآد ... واسش گشاده ... اونوقت ميافته روي مچش، ديگه واويلا ميشه! مثل حكايت بازوبند بستن شيث توي پرسپوليس!
نمايندهي يكي از تيمهاي عربي در كافه: نه جواد، نه كريمي، بازوبند حق فرهاد جان ماست!
پرسپوليسي: دوست عزيز، بحث مردونهست، لطفا شما دخالت نكن!
استقلالي: استثنائا درست ميگه؛ شما دخالت نكن!
نماينده يكي از تيمهاي عربي: اما اين راه و رسم دموكراسي نيست!
استقلالي : اين چي ميگه؟
پرسپوليسي: فكر ميكنم داره فحش سياسي ميده!
استقلالي: ببين دوست عزيز، با اعصاب ما بازي نكن تا برات كمپين راه ننداختيم!
نماينده يكي از تيمهاي عربي: اگه جرات دارين برين واسه گروني گوشت مرغ كمپين راه بندازين ... من كه عددي نيستم!
پرسپوليسي: بحث به اين مهمي رو ول كنيم بريم واسه گوشت و مرغ كمپين راه بندازيم؛ ببين اخوي، بهتره توصيه اين دوستمون رو جدي بگيري، وگرنه مجبورت ميكنم سه دفعه پشت سر هم بگي «پژگچ، پژگچ، پژگچ»!
نماينده تيم عربي پس از شنيدن اين جملات نامفهوم از حال ميرود و تلاش نگارنده براي بيهوش ماندنش افاقه ميكند.
استقلالي: بازوبند آخرش چند؟
پرسپوليسي: يه خرده دير پرسيدي، از حال رفت؛ وگرنه ازش ميپرسيدم چند داده!
استقلالي: ........
پرسپوليسي: ...........
استقلالي: ......................
پرسپوليسي: .....................
نگارنده: ميخواين حرفي ندارين بحث رو جمعش كنيم!
پرسپوليسي: حرف كه زياده، اينجا نميشه زد!
نگارنده: چرا نميشه زد؛ اينجا كه اروپا نيست، ميتونيد از دموكراسي كافه استفاده كنيد!
استقلالي: ميبيني؟ هم از غريبه بايد فحش بخوريم، هم از خودي!
پرسپوليسي: ما از اين ابزار لهو و لعب استفاده نميكنيم؛ اين چيزا آخر و عاقبت نداره، به تو هم توصيه ميكنم استفاده نكني ... آخرش ميميري بدبخت!
نگارنده: فكر كنم منظور منو متوجه نشدين ... منظورم اينه كه ...
استقلالي: هي ما ميخوايم نفهميم، به زور ميخواد به ما بفهمونه!
پرسپوليسي: تا ما رو به دردسر نندازه ولكن نيست
نگارنده: ..............
استقلالي: .............
پرسپوليسي: بيزحمت واسه من نقطه چين نذار، اينجوري بحث جمع ميشه!
استقلالي: يه سوال بپرسم راستشو ميگي؟
پرسپوليسي: معلومه كه نه، بپرس دوست من!
استقلالي: دارين خيلي گرم ميشين جواد اومده استقلال؟
پرسپوليسي: معلومه؟! (خيلي زود خودش را جمع ميكند) نه، كي گفته؟ رفتين پيرمرد آوردين از اسپانيا، اندازهي كل ليگ يك خرجش كردين، دلتون خوشه كه اسطورهي استقلاله؟
استقلالي: هر چي كه هست كاپيتان تيم مليه و بايد بهش احترام بذاريم
پرسپوليسي: بايد جدا يه فكري به حال بيماريتون كرد ... سندرم S نابود ميكنه آدمو!
استقلالي: الان حرف سياسي زدي؟ سندرم S چيه ديگه؟
پرسپوليسي: يه نوع بيماري ناشي از كمبود اسطورهست ... جديدا خيلي خطرناك شده ... هزينهاش هم خيلي زياده!
استقلالي: يعني خطرناكتر از سندرم نوع 4؟
پرسپوليسي: آره بابا، حتي خطرناكتر از نوع 6!
استقلالي: از دوازدهمي توي ليگ كه بدتر نيست؟
پرسپوليسي: پسر اين موضوع رو ساده نگير ... بهت دارم ميگم از سيزدهمي و دسته 3 و بازي با توليپرس قزوين هم خطرناكتره ... الان هم به جاي بحث با من پاشو برو خودتو به يه دكتر مجرب ... نه نه، به چند تا دكتر مجرب ... اصلا برو يه بيمارستان به همهي دكترها خودتو معرفي كن!
استقلالي: خب اينجوري كه بحث بازوبند ناتموم ميمونه!
پرسپوليسي: پسر سلامتي خودت واجبتره ؛ اول به فكر خودت باش!
استقلالي: آقا ممنونم از راهنماييتون!
پرسپوليسي: خواهش ميكنم عزيزم ... لطفا به خانوم منشي بگو نفر بعدي رو بفرسته داخل!
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»