نه به اينترنت جهاني، آري به اينترنت ملي !
منتشر شده در شماره سيزدهم مجله خط خطي:
1)يك ضربالمثلي چند سالي هست كه ميگويد:«هر چيزي كه غرب بگويد بد است، حتما خوب است، حتي اگر افتضاح باشد!» ضربالمثل است ديگر، عصباني ميشود يك چيزي ميگويد، شما به دل نگيريد. حالا حكايت اينترنت ملي است. وقتي غربيهاي غربزده(!) ميگويند اينترنت ملي بد است، شك نكنيد از حسادتشان است. آنها چشم ديدن پيشرفت ما را ندارند، مخصوصا اگر اين پيشرفت رو به عقب باشد و آنها را غافلگير كند...نميدانم چطور توضيح بدهم ... يك لحظه چشمهايتان را ببنديد ... حالا تصور كنيد غرب منتظر پيشرفت شماست تا راههاي مقابلهاش را پيدا كند و شما را شكست بدهد... اينجاست كه شما ذكاوت به خرج ميدهيد و پيشرفت نميكنيد ... ميدانيد با اين كار چه ضربهاي به غرب و برنامههايش ميزنيد؟ بندههاي خدا هاج و واج ميمانند كه اين ضربه را از كجايشان خوردند. همين كار را چند سال ادامه ميدهيد. هي ادامه ميدهيد. هي غرب منتظر پيشرفت شماست، هي شما پيشرفت نميكنيد. هي با خودشان ميگويند امسال ديگر پيشرفت ميكنند، هي شما نقشههايشان را نقشه بر آب ميكنيد. فولاد هم كه باشد از خجالت آب ميشود، غرب كه ديگر جاي خود دارد.
2) حالا تجسم كنيد غرب منتظر است تا ما با راهاندازي اينترنت فراجهاني با اينترنت جهاني آنها مقابله كنيم. از آنجايي كه آنها خيلي ادعاي زرنگيشان ميشود، ميروند كلي تجهيزات ميخرند و نيروي انساني جذب ميكنند و تحقيقات گسترده ميكنند و حسابي توي خرج ميافتند كه از ما عقب نمانند. آنوقت ما چكار ميكنيم؟ آفرين، ما ميرويم اينترنت ملي راه مياندازيم. تا دشمن در حال فكر كردن به اين اقدام ماست، ضربه بعدي را به آنها وارد ميكنيم و بحث اينترنت استاني و منطقهاي و روستايي را پيش ميكشيم. آنها در حال تلوتلو خوردن هستند كه ما ضربه نهايي را ميزنيم و از طرح «هزاران پوزخند اينترنت خانواده» پردهبرداري ميكنيم. در همه اين مراحل، غرب در حال توسعه تجهيزات و جذب نيروي انساني و هزينه صبحانه و ناهار و شام و مخارج اياب و ذهاب كارمندان و پيشرفت كردن و گرفتاريهاي خودش است. خب اين وسط چه كسي ضرر ميكند؟ آفرين، غرب! چون براي مقابله با ما بيخود و بيجهت پيشرفت ميكند، در حالي كه ما كماكان با تكيه بر هوش و ذكاوتمان پيشرفت نميكنيم و اصلا قصد نداشتيم پيشرفت كنيم. يك موقعي هم بندههاي خدا متوجه پيشرفتهاي بيدليل خود ميشوند كه پشيماني سودي ندارد و بايد جوابگوي اعتراضهاي گسترده ملت خود باشند.
3) بعد از نابودي كامل غرب در اثر تعجب و حيرت از رفتار و كردار ما، حالا ما بايد بنشينيم و با تكيه بر همان هوش و ذكاوتمان فكر كنيم ببينيم چرا اين كارها را كرديم؟ اصلا كرديم كه كرديم، خوب كاري كرديم، اما چرا كرديم؟ چرا نه به اينترنت جهاني، آري به اينترنت ملي؟
خب قبول كنيد دهكده جهاني دور است، شلوغ است، پر از خارجي است، آدم يك حرفي بزند فردا كل دنيا خبردار ميشوند و بر عليه خودمان از آن استفاده ميكنند، اما در اينترنت ملي از اين خبرها نيست. خودمانيم و خودمان. هر چيزي هم كه بگوييم بين همين 70 ميليون نفر ميماند و جايي درز نميكند.
حالا اصلا فرض ميكنيم رفتيد دهكده جهاني؛ فيسبوك كه بسته است، گوگل باز نميشود، ايميل باز نميشود، وبسايت رسمي چند بندهخدايي باز نميشود، سايت اعلام نرخ ارز و سكه باز نمي شود، سايت اعلام نتايج رقابتهاي فوتبال باز نميشود، سايتهاي سياسي باز نميشوند، سايتهاي اجتماعي باز نميشوند، سايتهاي اقتصادي باز نميشوند، سايتهاي خبري باز نميشوند، فقط چند تا از خبرگزاريها باز ميشوند كه در صورت ملي شدن اينترنت هم باز ميشوند. حال و روز اينروزهاي اينترنت ما شبيه اين است كه شما برويد خارج، اما همه مغازهها و اماكن تفريحي و تاريخي و توريستي تعطيل باشند، مردم آن كشور هم خودشان را حصر خانگي كرده باشند؛ در چنين حالتي آدم اگر در خانه خودش بماند بهتر نيست؟ اصلا ما ميرويم آنجا كه خودشان را ببينيم، اما وقتي نيستند، برويم آنجا كه خودمان را ببينيم؟ ديدن داريم ما با اين حال و روزمان؟
4) يكي ديگر از برتريهاي مهم اينترنت ملي نسبت به دهكده جهاني، حضور محسوس پليسهاي محترم و هميشه در صحنه امنيت سايبري است. اين يكي را استثنائا تنها ما ايرانيهايي ميتوانيم درك ميكنيم كه از امكانات بيحد و حصر فضاي مجازي تنها امنيتش نصيب ما شده. آنكه دهكده جهاني بود و براي خودش دبدبه و كبكبهاي داشت، با كمك برادران زحمتكش پليس مجازي براي ما امنيت صد در صد داشت، اينكه اينترنت ملي است و احتمالا دست در دست پليس وارد فضاي مجازي خواهيم شد و لحظات امنيتي خوبي را در كنار يكديگر سپري خواهيم كرد.
5) اصلا براي اينكه هم روي غرب را بيشتر كم كنيم و هم صميميت انكارنشدنيمان با پليس را به رخ استكبار جهاني بكشانيم، ميتوانيم همگي از نام كاربريهايي چون «هميار پليس» ، «سلطان غم؛ پليس» ، «آي لاو يو پليس» و يا حتي يكي از اين نامها استفاده كنيم و آن را با عدد از ديگري جدا كنيم؛ مثلا «هميار پليس 1»، «هميار پليس 2» ، .... ،«هميار پليس 3942860» و ساير همياران محترم پليس مجازي!
باور كنيد با استفاده از اين روش غرب چارهاي جز نابودي ندارد، مگر اينكه چارهاي پيدا كند و كمافيالسابق با بدبختي به حياتش ادامه بدهد.
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»