گزارش گروهي گزارشگران توانمند سيما؛ قسمت اول
عجب شبي بشه اون شب!
داخلي – استثنائا شب - استوديو
گزارشگران بازيهاي يورو 2012 تصميم گرفتند براي اولين بار در تاريخ بشريت كيفيت گزارشگر ملي را به رخ جهانيان بكشند. پيرو بحث و تبادل نظري صورت گرفته تصميم بر اين شد كه بهصورت گروهي به انجام اين وظيفه خطير بپردازند و در خلال گزارش، بينندگان را از نصايح و الطاف كارشناسان ذيربط و بيربط برنامه بينصيب نگذارند...
فرعلي: دوستان، هر توپي كه وارد هر دروازهاي شد ميكروفن رو در اختيار بنده قرار بدين، تا به نوبه خودم ضعف دفاع خطي رو گوشزد كنم. به هر حال اينجوري واسه خود اروپاييها هم بهتره، يه چيزي هم از اين بازيها ياد ميگيرن!
فردوس عادليپور: گوش مفت هم نعمتيهها فري جون؛ نه؟
فرعلي: والا اينو بايد از اونايي بپرسي كه سه ساعت برنامه اختصاصي دارن!
فردوس عادلي پور(توي دلش): ايش!
ميرزا مزدكخان: خب كي شروع ميكنه؟
خيابان جوادي (بنبست سابق!): من، من كله گنده!
تهيه كننده: بچهها داريم ميريم رو آنتن ... 3 ... 2 ... 1 ... شروع
خيابان جوادي (بنبست سابق): با نام و ياد ايزد منان و سلام و عرض ادب به ايرانيهاي غيوري كه در هر كجاي اين گيتي به احتزاز پرچم پرافتخار ميهن عزيز و پهلوانپرور و نيكو سرشت ميانديشند. سلام ... سلام و صد درود به يكايك شما علاقهمندان به فوتبال و شبكه سوم سيما ... سلام به شما ... به شما ... شما نه، بغل دستيتون ... سلام به نخلهاي هميشه بلند... سلام به درياي خزر، درياي عمان، خليج نيلگون و عطرآگين فارس ... سلام به ابوموسي ... سلام تنب كوچولو ... سلام تنب بزرگه ... سلام به كوير هميشه لوت ... سلام سينما ... سلام مرز پرگوهر ... سلام آقاي ضرغامي، رياست محترم سازمان صدا و سيما و پدر راديو و تلويزيون ... گل ... هنوز حال و احوال ما با مردم خونگرم كشورمون تموم نشده، گل اول در دقايق اول و در بازي اول به ثمر رسيد ... يادداشت ميكنيم ... اسپانيا يك ... دقيقه سي و پنج بازي! ... اين لحظه رو به خاطر بسپاريد ...
فرعلي: بله، گل ... دفاع خطي باز هم كار دست مربيان اروپايي داده و يك توپ ديگه از خط دروازهها عبور كرده ... من بارها به اين نكته اشاره كرده و تا جان در بدن دارم باز هم اشاره ميكنم ... دفاع خطي هميشه آسيبپذيره و همين امر باعث رد و بدل شدن گل در اين نوع پوشش دفاعي ميشه ... اگر بينندگان عزيز خاطرشون باشه، تا زماني كه تيمها با دفاع پوششي بازي ميكردن، بازيها هميشه صفر بر صفر به پايان ميرسيد و معمولا تيم برنده رو با شير يا خط مشخص ميكردن !
جاودان رضايي: خب در خدمت آقاي صدر جدول باشيم و تحليلشون از گل اول اين جام
صدر جدول (مقداري عشوه ميريزد): جام ... جام ... اين كلمه منو ميبره به چهارده سالگي ... به نوستالژي كودكي و رمانتيسم نوجواني ... به خاطر ميآرم به مادرم گفتم: مادر؟ جواب داد: جان؟
جاودان رضايي: به به، چه جالب! خب؟
صدر جدول: هيچي ديگه، من فكر كردم ميگه جام! مادر نگفته بودن جام، گفته بودن جان! و اين براي من خيلي جالب بود ... اين به نوعي اولين جام زندگي من بود، با اينكه جام نبود، جان بود ... (در حين اداي كلمات دستهايش مثل آوارگان سونامي به دنبال پناهگاهي ميگردند اما نمييابند و دائم از سويي به سوي ديگر پرواز ميكنند؛ گويي دستهاي چلچله ميرن به آشيانهشون با صداي جواد يساري!) بگذريم حالا، بحث پيرامون چهارده سالگي من زياده! ميخوام از گل براتون بگم ... از نرگس، از شبنم، از مريم، سپيده، سمانه، سودابه، اقاقيقيا! ببخشيد من از اصطلاح فرنگيش استفاده ميكنم، به فارسي چي ميشه؟
فردوس عادليپور: اقاقيا !
صدر جدول: بله، همينطوره كه شما ميفرماييد ... شما اگه به گل اسپانيا دقت بكنيد، متوجه ميشين كه فوتبال چه جادويي ميكنه ... اين پديده لايتناهي اجتماعي ... اين ابزار شادي و نيكي به والدين، اين احترام به پيشكسوتان و سالمندان ... دقت كنيد؛ توپ از جناح راست سانترينگ ميشه ... ميافته رو سر پيكه و اون دروازه رو اوپن ميكنه!
خيابان جوادي (بنبست سابق): خب اينو كه منم در خلال گزارشم عرض كردم ... شما تحليلشو بفرماييد!
صدر جدول براي توضيح بهتر مطلب حس ميگيرد و علاوه بر دستها، پاهايش را هم بالا ميآورد و بهصورت ضربدري آنها را توي هوا ميچرخاند. كارشناس برنامه ناگهان به خودش پيچ ميخورد و بر و بچههاي زحمتكش هلال احمر او را از اين مخمصه نجات ميدهند.
خيابان جوادي (بنبست سابق): بازي رو پي ميگيريم ... چهل و پنج دقيقه اينجا تمام هست ... يك ثانيه، دو ثانيه، سه ثانيه، چهار، پنج و شش ثانيه هم از وقتهاي تلف شده اين بازي ميگذره ... و اينجا داور سوت پايان بازي در نيمه اول رو به صدا در ميآره ... بنده و همكارانم به اتفاق شما استراحت كوتاهي خواهيم داشت ... با هم سري به پيامهاي بازرگاني ميزنيم و به محض اينكه آقاي صدر جدول رو بتونيم از خودش جدا كنيم، در خدمت شما بزرگواران خواهيم بود ... اين شما و اين پيامهاي بازرگاني
درست از همين لحظه علاقهمندن به فوتبال تلويزيون خود را از وضعيت «MUTE» در ميآورند و با رغبت به پيامهاي بازرگاني گوش جان ميسپارند. از آنجا كه شاديهاي ما معمولا دوام چنداني ندارند، زيرنويسي به اين مضمون پخش ميشود:«مژده به علاقهمندان به فوتبال و ناشنوايان عزيز: از اين پس علاوه بر گزارش بازي با صداي خيابان جوادي (بنبست سابق)، حركات موزون استاد صدر جدول در كارشناسي بازيها در گوشه تصوير تلويزيوني براي ناشنوايان و كم شنوايان محترم پخش خواهد شد. لطفا براي استفاده از اين سرويس فوقالعاده دهان و دندان، از گيرندههاي ديجيتالي با قيمت و كيفيت مناسب استفاده كنيد!»
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»