معاونت حفظ كرامت زن در وزارت ورزش
در بين مديران ورزشي كشورمان آدم جالب كم نداريم اما يكي از جالبترين مديراني كه زحماتش همواره ناديده گرفته ميشود معاون بانوان وزارت ورزش و جوانان است. مرضيه اكبرآبادي كه بازمانده از دوران طلايي مديريت علي سعيدلو است و در كميته فرهنگي وزارت ورزش نيز هميشه با ايدههايي نو حاضر ميشود، گويا تعريف متفاوتي از فرهنگ در ذهن دارد كه بدون هيچ چشمداشتي آن را در جلسات اين كميته مطرح ميكند.
1- اولين كار فرهنگي اكبرآبادي در وزارت ورزش ممنوعيت ورزشهاي رينگي براي بانوان بود، چرا كه به اعتقاد ايشان كرامت زن در چنين رشتههايي حفظ نميشود. خيلي ساده است. در اين ورزشها بانوان يا به حريف ضربه ميزنند كه كرامتشان را نشان ميدهند، يا ضربه ميخورند كه كرامتشان ضربه ميخورد. ظاهرا اكبرآبادي اعتقاد دارد كرامت زن در خلال يك مسابقه بارها دستخوش تغييرات ميشود و دائما كرامت از زني به زن ديگر انتقال مييابد. چنين زني با زن ايدهآلي كه معاون ورزش بانوان ميخواهد به جامعه تحويل بدهد تفاوتهاي بسياري دارد.
2- زني كه كتك بخورد، زن نيست. مرد است، بدبخت است. زن كه نبايد مشت و لگد بخورد، آنهم در رقابتهاي ورزشي! حالا اگر در جامعه ميخورد به اكبرآبادي مربوط نميشود، حوزه او به همان وزارتخانه محدود ميشود. با توجه به اينكه در حال حاضر كرامت زن در كوچه و خيابان و بيابان كاملا حفظ ميشود و تنها حضور در رشتههاي اينچنيني به جايگاه والاي زن ضربه ميزند، ادامه فعاليت در آن به صلاح نيست، اما خانمها براي حفظ مقام و منزلت خود ميتوانند از روش جايگزين كه بچهداري است، استفاده كنند. باور كنيد اينجوري زندگي خيلي شيرينتر هم ميشود. براي تشكر از اكبرآبادي ميتوانيد اسم بچه را هم بگذاريد مرضيه و يك عمر انتقامتان را از او بگيريد.
3- گويا تصور اكبرآبادي از رشتههاي رينگي، صحنههاييست كه او از سريال جومونگ در ذهنش مانده؛ با توجه به اينكه در آن سريال بازيگران هر بار كه به هوا ميپريدند چند ساعتي طول ميكشيد تا به زمين برگردند، اكبرآبادي نگران است كه نكند اين غيبت چند ساعته باعث شود خانمها به كارهاي خانه نرسند و شوهرشان كه از راه ميرسد گرسنه بماند. فكر آن لحظه را ميكند كه شوهر از همسرش بپرسد:«تا حالا كجا بودي؟» و زن جواب بدهد:«با بچهها رفته بوديم فضا!» خب همه اينها نگران كننده است؛ شوهر بيچاره با خودش ميگويد يعني چي زده كه رفته فضا؟ جواب دل شكسته آن مرد را شما ميدهيد؟
4- الان كه خوب فكر ميكنيم اصلا به صلاح نيست زنجماعت برود در رشتههاي رينگي ورزش كند كه به اين بهانه برود فضا؛ اينها تا سر كوچه ميخواهند بروند دو كيلو ميوه بخرند، چند ساعت طول ميكشد تا آرايش كنند و حاضر شوند، براي رفتن به فضا كه احتمالا بايد براي هميشه قيدشان را بزنيم و به فكر يك زن آرام و معتاد و سربراه باشيم!
5- البته اين ممنوعيت دائمي نيست، اما تا بانوان ما به درجهاي از تبحر نرسند كه هيچگونه ضربهاي نخورند حق شركت در مسابقات بينالمللي را ندارند. در مسابقات داخلي يكمقداري كار سختتر ميشود چون هر دو طرف نبايد هيچ ضربهاي بخورند و فقط بايد ضربه بزنند تا كرامت زن بهصورت كلي حفظ شود؛ يعني دو مبارز بايد بروند روي رينگ، همديگر را نگاه كنند، نفرين كنند، براي هم رجز بخوانند، كمي شكلك در بياورند، هر كسي زودتر خنديد، او بازنده است!
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»