مراسم انتخاب سلطان شايسته قرن
وقتي علي پروين تنها با يك نگاه به قيمه نذري باشگاه پرسپوليس گفت:«گوشتش برزيليه، رب هم كم ريختين»، به همه ثابت شد او به اين سادگيها به درجه سلطاني نرسيده، بلكه مراحلي تقريبا شبيه مراسم انتخاب «دختر شايسته سال» را پشت سر گذاشته و پس از كسب امتيازهاي لازم از آيتمهاي مختلف، به كسب اين مقام مفتخر شده.
اولين آيتم مسابقه انتخاب سلطان شايسته قرن، تشخيص مواد غذايي با چشماني بسته و البته بدون چشيدن غذا بود. پروين پس از بو كردن موادي كه جلويش گذاشته بودند، بلافاصله پاسخ داد:«سير ترشي 7 ساله، كه البته سيرش يكمقداري له شده و رنگش به سياهي ميزنه!» در ميان بهت و حيرت حضار، پروين بيشترين امتياز را در اين آيتم كسب كرد.
بخش بعدي برنامه، سنجش ميزان مهارت پسرها در خياطي بود. پروين با چشماني بسته روي سن آمد و لباسي كه جلويش گذاشته بودند را لمس كرد و با ترس و لرز پاسخ داد:«دامن قرمز گلدار خانوم رحيمي، همسايهمون!» كه بلافاصله اين قسمت از صحبتهايش توسط رسانههاي سانسور گراي غربي حذف و صحنه شادي پس از گل بازي پرسپوليس – داماش پخش شد. پروين به دليل اشاعه منكر در رسانههاي چشم و گوش بسته غربي، از دريافت امتياز در اين بخش محروم شد.
مرحله بعدي به تلفظ اسامي مختلف اختصاص داشت؛ مجري مسابقه از پروين خواست سه بار پشتسر هم بگويد:«وردربرمن» پروين كه انگار فحش شنيده، با ژست دعوا پاسخ داد:«ها؟» مجري تكرار كرد:«وردربرمن» پروين گفت:«آهاااا» مجري برنامه كه از اين پسر چشم تيلهاي خوشش آمده بود، يك فرصت ديگر به او داد و گفت:«اصلا اونو ولش كن، بگو دنيزلي» جواب داد:«ديريزلي» مجري نااميدانه تكرار كرد:«دنيزلي» سلطان از كوره در رفت و فرياد زد:«مگه همين استيلي چشه؟!» البته كارشناسان ايراني يكدل و يكصدا معتقد بودند اين آيتم براي تضعيف روحيه پروين و كسر امتياز از نماينده كشورمان به اين مسابقه اضافه شده و هر چه هست، كار انگليساست.
نماينده اعزامي از كشورمان سپس بايد در مسابقه «كبابخوري» شركت ميكرد. تا داور سوت آغاز بازي را زد، پروين سيخ هفتم را قورت داد. هنوز دهنش گرم نشده بود كه متوجه شد كبابهايش تمام شده و به كباب نماينده سومالي حملهور شد. پروين پس از تجاوز به كبابهاي نمايندگان چند كشور شركتكننده، از سوي برگزاركنندگان اين رقابت كنترل شد، اما در اعتراض به كيفيت اين آيتم از مسابقه گفت:«دستتون درد نكنه، خدا بهتون بركت بده اما ما كه بالاخره سير نشديم!»
رقابت نهايي كه قرار بود ميان پسر شايسته فرانسه و پسر شايسته ايراني برگزار شود، تسلط روي زبان فارسي بود كه شانس با سلطان يار بود و نماينده فرانسه به نشانه اعتراض از حضور در اين آيتم انصراف داد، وگرنه به احتمال زياد سرنوشت اين مسابقه تغيير ميكرد!
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»