وقتي ساده‌انگاري و شوخ‌طبعي مسوولين باشگاه‌هاي تراكتورسازي و مس سرچشمه در ارسال مدارك به اي‌اف‌سي را مي‌بينيم كه چطور باعث كسر دو سهميه از چهار سهميه كشورمان در ليگ قهرمانان آسيا مي‌شود، ناخودآگاه به ياد شعر زيبايي مي‌افتيم كه مي‌گويد:«بچه‌ها شوخي شوخي به قورباغه‌ها سنگ مي‌زنند و قورباغه‌ها جدي جدي مي‌ميرند!» بروز چنين خطاهايي در كشورهاي مختلف البته واكنش‌هاي متفاوتي را به‌همراه خواهد داشت. به‌طور مثال:

در ژاپن: مقصرين اين فاجعه پس از عذرخواهي از مردم و تعظيم در برابر آنها خودكشي مي‌كنند تا شايد و فقط شايد خطايشان از ذهن مردم پاك شود. مدير بعدي به‌سرعت انتخاب مي‌شود تا برنامه‌هاي از پيش تعيين شده را به سرانجام برساند.

در آمريكا: فشارهاي مردم و رسانه‌ها از يكسو و اعتراضات نماينده‌هاي سنا از سويي ديگر، اوباما را مجبور به برگزاري فوري يك كنفرانس مطبوعاتي مي‌كند. اوباما ضمن عذرخواهي از مردم، قول شرف مي‌دهد كه ديگر شاهد چنين اشتباهاتي نباشند. مقصرين حادثه پس از استعفا و عذرخواهي از مردم سعي مي‌كنند كمتر جلوي چشم‌شان رويت شوند. مدير بعدي بلافاصله ابتكار عمل را در دست مي‌گيرد و با تركيب جديدي از مديران كاربلد، كار خود را آغاز مي‌كرد.

در قطر: مقصرين حادثه اگر از شاهزاده‌ها نباشند فورا به زندان انداخته مي‌شوند. پادشاه قطر آنقدر پول خرج مي‌كند تا گند كار در نيايد و اين رسوايي بين خودشان بماند. مدير بعدي در شبكه الجزيره برنامه‌هاي خود را تشريح و از مردم دلجويي مي‌كند.

در كره‌شمالي: مقصرين فاجعه به همراه خانواده‌هايشان به كار در معدن مشغول مي‌شوند و مدير بعدي از ترس جانش سعي مي‌كند كار خود را بدون خطا دنبال كند.

در ايران: مديراني كه مقصر اين فاجعه بودند از سمت خود بركنار شده و به‌عنوان وزير يا مشاور رييس‌جمهور به فعاليت خود ادامه مي‌دهند. جمعي از مديران فدراسيون براي فراموشي اين غم جانسوز، به ترتيب راهي كوالالامپور، پاريس، لندن، پاتايا، ريودوژانيرو، آنتاليا و بانكوك مي‌شوند تا در غربت، اين غم بزرگ را به‌دست فراموشي بسپارند.علي كفاشيان يكبار ديگر اعلام مي‌كند حتما براي دوره بعدي انتخابات فدراسيون فوتبال كانديدا خواهد شد. همه يكديگر را مقصر قلمداد مي‌كنند و هيچكس حتي به عذرخواهي فكر هم نمي‌كند. مدير جديد روي كار مي‌آيد و تا ۶ ماه آينده از قصورات و اشتباهات و فسادهاي مالي مديران قبلي صحبت مي‌كند.

كماكان مشغول افشاگري‌ست كه خودش مرتكب اشتباهي مشابه يا به‌مراتب بدتر مي‌شود و جاي خود را به همان مدير قبلي مي‌دهد؛ مجلس، وزير ورزش را فرا مي‌خواند اما وزير توجهي نمي‌كند. مجلس هم بيشتر از اين خودش را سبك نمي‌كند و ديگر كاري به كار او ندارد. مردم در مصاحبه‌هايي كه با برنامه ۲۰:۳۰ انجام داده‌اند نشان مي‌دهند مثل هميشه راضي هستند و بروز چنين مشكلاتي را امري طبيعي‌ مي‌دانند اما نمي‌دانند چرا رسانه‌هاي خارجي با سوءنيت قصد بزرگنمايي دارند؛ مردم در حركاتي خودجوش، حركت زشت رسانه‌هاي خارجي را محكوم مي‌كنند تا اتحاد و يكدلي خود را به رخ مردم جهان بكشند!