پاكم و پاكم، اين بود پاكيات؟!
براي مسووليني كه اينترنت و ماهواره پاك ميخواهند؛
صحبت از اينترنت پاك اينروزها در حالي مطرح ميشود كه معلوم نيست دخالت در زندگي خصوصي مردم تا اين حد، آيا به صلاح هست يا خير؛ مطمئنا اما اينترنت، سبزي خوردن نيست كه عدهاي دور هم بنشينند و آن را بيندازند وسط و ضمن صحبت در خصوص آخرين اتفاقات رخ داده در فاميل و در و همسايه، اينترنتي هم دور پاك كنند و لذتش را ببرند. بهجاي آن اما معتقديم تلويزيون دولتي ايران، هنوز جاي پاكتر شدن دارد. تلويزيوني كه در آن هنوز هيچ پدر و دختري، يا زن و شوهري، يا مادر و پسري يكديگر را محض رضاي خدا هم كه شده يكبار در آغوش نكشيدهاند تا به دنيا ثابت كنيم ما هم اگر شرايط اجازه بدهد، بلديم به يكديگر عشقورزي كنيم و اصولا چنين كارهايي را در چارچوب خانواده زشت نميدانيم، چنديست ناخواسته از پوشش دادن هيچ الفاظ ركيك و عمل ناشايستي غافل نمانده و هر آنچه نبايست، بهتصوير كشيده است. صحبت از تلويزيونيست كه پخش زنده مسابقات مهم اروپايي را به آن بهانه به كام مخاطب خود زهر ميكند و تصوير صد بار آهسته موج مكزيكي تماشاگران را تحويل مالياتدهندگان ميدهد، كه ممكن است موي نامحرمي در كار باشد و بيننده به گناه بيفتد، اما غافل از اينكه همين تلويزيون پاك، تصاويري را به خورد بيننده ميدهد كه آن باباي اجنبي پس از سالها تماشاي صحنههاي مستهجن، صورتش از خجالت كبود ميشود! كار خدا را ميبينيد؟! حالا برويد هي تصوير آهسته موج مكزيكي پخش كنيد، هي وسط پخش زنده فينال ليگ قهرمانان اروپا، تصاوير قهرماني رضازاده در جهان را نمايش بدهيد، هي سايز دريافتي يا همان سرقتي را كوچك و بزرگ كنيد، آخرش كه چي؟ در نهايت كه ما بايد با استفاده از شگرد لبخواني، به يكسري نسبتهاي فاميلي سري ميان بازيكنان وطني پي ببريم، آخرش كه بايد قضاي حاجت مستقيم بازيكنان كنار زمين چمن ورزشگاه را شاهد باشيم، بالاخره كه بايد دنيا را از شاديهاي پس از گلمان شگفتزده كنيم؛ حالا فرض بر اينكه ماهوارهها هم جمع بشود و اينترنت پاك، با تلويزيون ناپاك دولتي چه كنيم؟! شايد لازم باشد به جاي پخش مستقيم بازيهاي ليگهاي كشورمان، عدهاي از افراد پاك كه مسووليت پاكسازي همه چيز را گردن گرفتهاند، يكبار با دقت بازيهاي انجام شده را ببينند، اگر صلاح دانستند و موانع رفع شد، ما هم در جريان نتيجه و گلهاي رد و بدل شده و خداي نكرده، رويمان به ديوار، زبانمان لال، شاديهاي پس از گل قرار بگيريم. به هر حال وقتي قرار به پاكسازي است، چرا همين اندك ناپاكي در دل ما باقي بماند؟ جواب گناههاي ناخواسته ما را در آن دنيا را چه كسي ميدهد؟! جواب بچهاي كه ممكن است بهزودي گل غيراخلاقي هم ببيند را كدام نهاد ميدهد؟ انصافا بهتر نيست به جاي اينترنت و ماهواره پاك، دنبال تلويزيون دولتي پاك باشيم؟! آن بندههاي خدا كه ادعايي ندارند، شما ادعا ميكنيد پاكترين هستيد؛ پاكم و پاكم، اين بود پاكيات؟!
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»