جشن صدور بنزین!
به حول و قوه الهي نخستين محموله بنزين ايران به يك جاي دنيا صادر شد. اين محموله كه طبق معمول توسط متخصصان وطني بهدست آمده، با مقداري نامعلوم و به كشوري نامعلوم صادر شده كه نشان از توجه و علاقه ما به كشورهاي ناشناخته دنيا دارد. اين بشكهها كه در راستاي همان مشت سابق بر دهان افراد سابق صادر شده، نشان از قدرت و توان زيرپوستي ما در مواقع تحريم دارد. به عبارتي ديگر «تحريم بيشتر، ايراني آبادتر!» بد نيست حالا كه تحريمها عليه ايران اينهمه به رشد و پويايي كشورمان كمك ميكند، كشورهايي كه به ما دست دوستي داده بودند و با كمك به اقتصاد و رشد اين مملكت، ما را از رسيدن به چنين روزهاي شكوهمندي محروم كرده بودند را لعن و نفرين كرده و عزيزاني كه با صدور انواع قطعنامه ما را به اين حال و روز انداختهاند را در آغوش بگيريم. البته بارعايت اصولي كه به آن اعتقاد داريم! اين نفرين كردنها و در آغوش كشيدنها البته استثنائا در درجه دوم اهميت قرار دارد ، چون فعلا بايد يك «جشن صدور» درخور شان و منزلت اين يكي، دو بشكه در تقويم جاي بدهيم كه حتما خودش كلي جا ميگيرد!
انشاا... اول ميشويم!
به كوري چشم همان افرادي كه كماكان از ما مشت ميخورند و در بالا به آنها اشاره كرديم، تعداد زندانيان كشورمان نسبت به سال گذشته 35درصد افزايش يافته. از آنجايي كه هر افزايش آماري را بايد به فال نيك گرفت، شدت خشنودي خود از افزايش زندانيان را اعلام ميكنيم و اميدواريم زندانيان هم از اينكه در افزايش آمار نقشي داشتند خوشحال باشند و خودشان را لوس نكنند. جالبتر اينجاست كه ما با وجود رشد بيسابقهاي كه در زنداني كردن افراد داشتيم فعلا در رده چهلوپنجم دنيا و آمريكا و روسيه به ترتيب در مقامهاي اول و دوم قرار دارند كه البته مساله خاصي نيست، انشاا... بهزودي آنها را پشت سر ميگذاريم. وا... با ارادهاي كه ما در پيش گرفتهايم بعيد است آمريكا و روسيه و امثالهم حتي ناي رقابت با ما را داشته باشند!
اعترافميكنم: «قلم زدن براي مطبوعات اينروزها بيشباهت به كورتاژ كردن نيست؛ با اينكه ميداني مطلبت مرده به دنيا ميآيد، اما مينويسي و درد ميكشي!»