رئيس سازمان جوانان استان فارس براي اين‌كه ثابت كند حواسش به نيازهاي جوانان هست اعلام كرد: «در دولت نهم و دهم به نيازهاي مشترك جوانان پاسخ داده شد»!

از حق نگذريم اين بار رئيس سازمان جوانان فارس درست مي‌گويد. اتفاقا پاسخ‌هاي مشتركي هم به اين نيازهاي مشترك داده شده و در پاسخ به هر نيازي گفته‌اند: «متاسفيم!» انصافا ما را آن‌قدر كم‌توقع بار آورده‌اند كه اصولا به خيلي از نيازها، نيازي نداريم؛ همين كه چند سي‌سي اكسيژن ناخالص براي تنفس و مقداري آب پرنيترات(پرملات سابق!) براي بقا باشد، ابتدا كلاه‌مان را پرت مي‌كنيم به‌سمت مسئولين و سپس دنبال ماشين‌هايشان آن‌قدر مي‌دويم تا در نامه‌هايي تشكرآميز، نيازمندي‌ها و ارادت خود به آن‌ها را اثبات كنيم. به‌هرحال اين دويدن‌ها اگر براي ما نان نداشته باشد، براي كساني كه از اين ماشين‌ها مراقبت مي‌كنند و به چشم برادري يك مقداري درشت هستند خوب آبي دارد! البته اين‌كه مي‌گوييم نيازمندي‌ها خداي ناكرده سوءتفاهم نشود، چون اصلا نياز قابل عرضي نيست. فقط همين كه مسئولين براي‌‌مان ازدواج كنند تا ما بتوانيم براي رسيدن به جمعيت مدنظرشان كمك‌حال باشيم براي ما كفايت مي‌كند.وا... مي‌ترسيم اين زحمت هم بيفتد بر دوش مسئولين و از حال بروند با اين حال‌شان، وگرنه ما كه نيازي نداريم.

امان از اين شرايط خاص

رئيس كل سازمان توسعه و تجارت نيز براي آن‌كه ثابت كند در كشورمان هيچ كاري بدون دليل و برهان انجام نمي‌شود، گفت: «به‌دليل جلوگيري از افزايش قيمت و به‌دليل شرايط خاص(!)، واردات برنج آزاد شد».

اصولا بهترين شرايط براي هر جامعه‌اي، شرايط خاص است و عجيب اين‌كه ما دائما در شرايط خاص قرار داريم. دقيقا در چنين شرايطي است كه واردات برنج آزاد مي‌شود، بعدا ممنوع مي‌شود، صدور گاز تقريبا رايگان در دستور كار قرار مي‌گيرد، صادرات نفت چندبرابر مي‌شود و به‌طور كلي شادي و آسايش در جامعه به حد نهايي خود مي‌رسد. در چنين شرايط خاصي، مردم از آن‌جا كه خوشي بيش از حد اذيت‌شان مي‌كند، دائم به دنبال وام و نزول و دزدي و فساد و غيره مي‌روند تا به شرايط عادي برگردند؛ به اين شرايط عادي در محافل عمومي شرايط خاص گفته مي‌شود كه اتفاقا شرايط خيلي خوبي است و مردم هم رضايت‌شان را از چنين شرايطي اعلام كرده‌اند كه البته رضايت‌شان هم مثل «هميشه» در صداوسيما موجود است!